تبليغاتX



وبلاگ بزرگ( لیون 20 )
 


وبلاگ بزرگ( لیون 20 )

 
درد و دل
نویسندگان
آثار بجا مانده از یک عاشق
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
امروز و فردا ...
امروز رنج تربیت

                     فردا

                               کرامت شخصیت


نويسنده: میلاد مورخ: شنبه دهم فروردین 1387
|+|
الهی....
الهی...

از آنچه مرا به تو نمیرساند دورم کن!


نويسنده: میلاد مورخ: جمعه دوم فروردین 1387
|+|
کوچه ی شیطان...
همه کوچه های شیطان بن بست است

 


نويسنده: میلاد مورخ: سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
|+|
نوروز 87 مبارک باد

                         (  نوروز ۸۷ مبارک باد )


ادامه مطلب

نويسنده: میلاد مورخ: دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
|+|
خنده...
خنده فاصله ها را کم می کند

      (خندان باشید)

        


نويسنده: میلاد مورخ: دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
|+|
اولین و آخرین خبر...
     اولین و آخرین خبر :

همه چیز در دست

      خداست


نويسنده: میلاد مورخ: جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
|+|
معصیت...
آخر معصیت

   حسرت 

    است


نويسنده: میلاد مورخ: سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386
|+|
لیون 20

نويسنده: میلاد مورخ: دوشنبه بیستم اسفند 1386
|+|
با خدا باش...
با خدا باش و پادشاهی کن...

نويسنده: میلاد مورخ: دوشنبه بیستم اسفند 1386
|+|
زمستان
زمستان را تحقیر نکنید. بهار هرچه دارد از زمستان است.

نويسنده: میلاد مورخ: یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
|+|
آهنگ زیبای خاکسترم نکن از محسن یگانه
آهنگ جدید و بسیار زیبای خاکسترم نکن با صدای محسن یگانه

                   

دانلود با لینک مستقیم


نويسنده: میلاد مورخ: پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
|+|
لیون20

           لیون ۲۰


نويسنده: میلاد مورخ: سه شنبه چهاردهم اسفند 1386
|+|
سخنان بزرگان
 

افلاطون:بر آنچه از دست رفته است اندوه مدار.

دیل كارنگی:برای زندگی فكر كنید اما غصه نخورید.

دیل كارنگی:دیگران را همانطور كه هستند بپذیرید.

لافونتن:با استقامت به همه چیز می توان رسید.

بزرگمهر:دست در قناعت زن تا فارغبال شوی.

بزرگمهر:راز خود را پیش هركس فاش مكن تا رسوا نگردی.

چرچیل:سعی كن فرمانده ی روح خود باشی.

انوشیروان:راست و درست گو اگر چه تلخ است.

امرسون:در قلب خود بنویسید كه:امروز بهترین روز سال است.

سولون:در انتخاب دوست ،شتاب مكن وبه تعجیل از دوستان روی مگردان


نويسنده: میلاد مورخ: سه شنبه چهاردهم اسفند 1386
|+|
پخش آنلاین حرم امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل و امام رضا (ع)
پخش تصاویر زنده از حرم مطهر حضرت امام حسین (ع)

پخش مستقیم از حرم حضرت ابوالفضل

پخش مستقیم حرم امام رضا (ع)


نويسنده: میلاد مورخ: پنجشنبه نهم اسفند 1386
|+|
یا حسین

نويسنده: میلاد مورخ: پنجشنبه نهم اسفند 1386
|+|
ویژه برنامه اربعین حسینی

  • نويسنده: میلاد مورخ: پنجشنبه نهم اسفند 1386
    |+|
    میایی...

    نويسنده: میلاد مورخ: یکشنبه پنجم اسفند 1386
    |+|
    دنیا مانند خوابی است که اگر آن را باور کنی پشیمان می شوی...

    نويسنده: میلاد مورخ: یکشنبه پنجم اسفند 1386
    |+|
    دیروز شیطان را دیدم (حتمآ بخوانید)

    دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛فریب می فروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند.توی بساط همه چیز بود: غرور، حرص، دورغ و خیانت، جاه طلبی و ... هر کس چیزی می خرید و در عوض چیزی می داد.

     بضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی پاره ای از روحشان را. بعضی ها ایمانشان را و بعضی دیگر آزادگی شان را.
    شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم را می داد. حالم را به هم می زد.دلم می خواست همه نفرتم را توی صورتش تف بکنم.
    انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم، فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم. نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد. می بینی! آدم ها خودشان دور من جمع شده اند.
    جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیک تر آورد و گفت: البته تو با اینها فرق می کنی. تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می دهد. اینها ساده اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می خرند.
    از شیطان بدم می آمد. حرف هایش اما شیرین بود.گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت.
    ساعت ها کنار بساطش نشستم و تا اینکه چشمم به جعبه ای عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود .دور از چشم شیطان! آن را توی جیبم گذاشتم.
    با خودم گفتم: بگذار یه بار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد.
    به خانه آمدم و در کوچک جعبه عادت را باز کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود.جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت.فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم، نبود! فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته ام.
    تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. می خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.
    آن وقت نشستم و های های گریه کردم. اشک هایم که تمام شد، بلند شدم. بلند شدم تا بی دلی ام را با خودم ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را.
    و همان جا بی اختیار به سجاده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که پیدا شده بود.
    عرفان نظر آهاری

    نويسنده: میلاد مورخ: چهارشنبه یکم اسفند 1386
    |+|
    دانستنیها(حتمآ بخوانید)
    برای دیدن هزاران دانستنی علمی اینجا کلیک کنید.

     


    نويسنده: میلاد مورخ: چهارشنبه یکم اسفند 1386
    |+|
    کی...

    در کودکی بازی،در جوانی مستی،در پیری سستی،پس کی خدا را می پرستی!


    نويسنده: میلاد مورخ: چهارشنبه یکم اسفند 1386
    |+|
    شکستن...
    وقتی قلبت شكست خورده هاش یه گوشه نگه دار درسته كه هیچ وقت مثل اولش نمیشه اما شاید بتونی تكه های گمشده ی یه قلب دیگه باشی.!!


    نويسنده: میلاد مورخ: دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
    |+|
    میترسیم از چی؟

    از سوسک میترسیم از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم !
    از عنکبوت میترسیم از این که تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمیترسیم !
    از خفاش شب میترسیم از شبی که افکارمون خفاشی میشه نمیترسیم !
    از خوب سرخ نشدن سبزی قورمه میترسیم از سرخ کردن آدما از خجالت نمیترسیم !
    از دیر جوش اومدن آب برای چای میترسیم از جوش آوردن خون آدما نمیترسیم !
    از لولو خور خوره های تو فیلم ها میترسیم از هیولای نفس نمیترسیم !
    از تاریکی میترسیم از خاموش کردن آخرین شمع تو تاریکی نمیترسیم !
    از گم کردن سکه هامون میترسیم از یه سکه پول کردن دیگران نمیترسیم !
    از سرماخوردگی میترسیم از سر خورده کردن دوستامون نمیترسیم !
    از شکستن لیوان میترسیم از شکستن دل آدما نمیترسیم!


    نويسنده: میلاد مورخ: دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
    |+|
    کوروش...
    کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است

                                ارامگه ات غرق به زیر آب است

    اینبار نه بیگانه که دشمن زخود است

                                 صد ننگ به ما که روحه تو بی خواب است


    نويسنده: میلاد مورخ: یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
    |+|
    انتخاب با توست...
    انتخاب با توست
    میتوانی بگویی:صبح به خیر خدا جان یا بگویی:خدا به خیر کند صبح شده!!!!!!


    نويسنده: میلاد مورخ: جمعه بیست و ششم بهمن 1386
    |+|
    زیباترین...!؟
    گرامی ترین و زیبا ترین چیزها در دنیا نه دیده میشوند و نه حتی شنیده میشوند بلکه باید انها را در دل احساس کرد (هلن کلر )

    نويسنده: میلاد مورخ: جمعه بیست و ششم بهمن 1386
    |+|
    استاد فلسفه!

    سر كلاس فلسفه استاد پرسید : آیا تا به حال كسی خدا رادیده.كسی جواب نداد.پرسید آیا اورا لمس كرده اید. باز صدایی بلندنشد. پس او باقاطعیت گفت:خدایی وجود ندارد.......ناگهان دانشجویی بلند شدوگفت آیا كسی از شما تا به حال مغز استاد رادیده همه دانش جو ها ساكت ماندند او پرسید مغز استاد راتا به حال لمس كرده  صدایی بلند نشد پس او با اعتماد به نفس گفت استاد مغز ندارد...

    نويسنده: میلاد مورخ: پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
    |+|
    در مهمانی آدم باشید!
    در مهمانی آدم باشید !
    1.     پیش از رفتن به مهمانی خودتان را تر و تمیز کنید. اگر به فکر آبروی خودتان نیستید به فکردیگران باشید .
    2.     اگر می خواهید پیش از رفتن به مهمانی دوش بگیرید، برای این کار از عطر و ادوکلن استفاده نکنید. باور کنید آب مناسب تر است.
    3.     برای میزبانتان گل ببرید؛ اما اگر وسعتان نمیرسد که از گل فروشی گل بخرید، از گلهای داخل پارک استفاده نکنید؛ چون ممکن است بلبل عاشق از بی کسی دق کند.
    4.     قبل از وارد به خانه ی میزبانتان یا ا... بگویید. شاید آنها در خانه شان سر بریده داشته باشند.
    5.     هنگام ورود به همه سلام کنید و با همه دست بدهید،مگر اینکه خانه ی میزبان در استادیوم آزادی باشد.
    6.     به اتاق های خانه ی میزبان سرک نکشید. اینجا هم همان بحث سر بریده مطرح می شود.
    7.     اگر سینی چای را جلویتان گرفتند، به صورت کسی که سینی را در دست دارد خیره نشوید. این عمل مربوط به مجالس خواستگاری است. آن هم تنها در سریالهای تلویزیونی.
    8.     اگر پایتان بوی بد می دهد، فقط در مهمانی های دست جمعی شرکت کنید. این طوری کسی نمی فهمد که تولید کننده ی بوی باتلاق شما هستید.
    9.     وقتی تلفن خانه ی میزبان زنگ می زند، شما گوشی را بر ندارید.
    10.تلفن های خارج کشورتان را در مهمانی نزنید. امروز روز تکنولوژی پیشرفت کرده است و یک پرینت از مخابرات مایه ی آبروریزی آدمهای آویزن می شود.
    11.اگر احیاناً در خانه ی میزبان سر بریده دیدید، به روی خودتان نیاورید.
    12.هنگام خوردن غذا، صدای خفه کن دهانتان را روشن کنید.
    13.اگر در غذایتان مو پیدا کردید، آن را نبینید.
    14.اگر میزبان فراموش کرده بود سر سفره آب بگذارد، وانمود نکنید که لقمه در گلویتان گیر کرده است و دارید خفه می شوید. مثل آدم از او بخواهید که کمی آب سر سفره بگذارد. قرار است آدم باشید دیگر.
    15.اگر در مجلس ختم شرکت کرده اید، قیافه ای محزون به خود بگیرید و به چیزهای غم انگیزی مثل شب امتحان، وبا، کاندولیزا رایس فکر کنید.
    16.اگر در مجلس عروسی شرکت کرده اید، چیزهای خوب را در ذهنتان مجسم کنید و به سریال طنز شبانه ی دیشب فکر نکنید.
    17.اگر قرار است مهمان به خانه تان بیاید... خدا صبرتان بدهد.
    18.اگر مهمان هایتان بیشتر از تعداد پیش بینی شده بودند، آنها را گزینش نکنید. خدا بزرگ است، بالاخره یه طوری می شود.
    19.هنگام مهمانی رفتن، کسانی را که دعوت نیستند با خودتان همراه نکنید. درست است خدا بزرگ است؛ اما حیای شما کجا رفته؟
    20.لقمه هایی را که مهمانانـتان بر می دارند در ذهنتان شمارش نکنید. مگر مغز شما کامپیوتر است؟ یک نفر را مسئول کنید که با ماشـین حساب، کل لقمه ها را جمع بزند و بعد تقسیم بر تعداد کند. این طوری معقول تر است، نه؟!
    21.اگر مهمانتان از شهر دیگری آمده است، پس از صرف شام در باره ی راحتی و امکانات مناسب هتل های شهرتان حرف نزنید. مردم ..... که نیستند، متوجه منظورتان می شوند.
    22.زبانمان مو در آورد، شما را به جان عزیزانتان آدم باشید

    نويسنده: میلاد مورخ: پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
    |+|
    پاک زیستن
    چو باید سرانجام در خاك رفت

    خوشا آنكه پاك آمد و پاك رفت

    لیون۲۰


    نويسنده: میلاد مورخ: سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386
    |+|
    اهل دل را دوخصلت باشد : دل سخن پذیر - سخن دل پذیر / زینتی چون ادب نیست


    نويسنده: میلاد مورخ: دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386
    |+|
    مطالب پیشین
    بزرگترين وبلاگ عاشقانه
    امروز و فردا ...
    الهی....
    کوچه ی شیطان...
    نوروز 87 مبارک باد
    خنده...
    اولین و آخرین خبر...
    معصیت...
    لیون 20
    با خدا باش...
    زمستان

    Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
    Sponsored By: Masoud Rezaie